صفحه اصلی    جستجو   آب و هوا   تماس با ما  ربات صدای فردا  
بروز شده در:چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸, ۲۱:۵۲
آخرين اخبار
فاطمه رجبی: در انتخابات مجلس ششم رأی مردم از صندوق‌ها بيرون نيامد و رأی‌ها ساختگی بود! PDF پرینت
1336
پنجشنبه ، ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ ، ۱۹:۴۷
فاطمه رجبي معتقد است كه واژه «روشنفكر ديني» در جامعه‌ي ما پذيرفته‌شده نيست و عملكرد روشنفكران بيانگر اين موضوع است كه ما نمي‌توانيم آنها را به دو دسته‌ي روشنفكران ديني و سكولار تقسيم‌بندي كنيم.

اين نويسنده با اشاره به برگزاري نهمين انتخابات رياست‌جمهوري مي‌گويد: از همان ابتداي ظهور روشنفكري در جامعه، فاصله‌ي بين روشنفكران و مردم وجود داشته و در مواقعي اين فاصله به شكاف و تعارض تبديل شده است كه مصداق آن نهمين انتخابات رياست‌جمهوري است. در اين انتخابات مردم و روشنفكران در مقابل يكديگر قرار گرفتند و دو گزينه‌ي متفاوت را انتخاب كردند.

فاطمه رجبي در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به بيان ديدگاههاي خود در ارتباط با مقوله‌ي روشنفكري، عملكرد روشنفكران و آينده جريان اصلاح‌طلب و اصولگرا پرداخته است.

آنچه در پي مي‌آيد مشروح اين مصاحبه است:

رجبي معتقد است كه تعريف روشنفكري با نخبه‌گرايي يكي است و روشنفكر كسي است كه آموزه‌هاي غرب را پذيرفته و در ارتباط با آنها سعي مي‌كند كه براي حل مشكلات كشور چاره‌انديشي كند.

وي گفت: روشنفكران داراي چهره‌هايي علمي هستند و در جايگاههاي مديريتي حضور داشته و تصميم‌گيري مي‌كنند كه در مواقعي اين تصميمات آنها با آنچه كه خواسته‌ي مردم است، كاملا تعارض دارد.

وي با اعتقاد به اينكه بين نخبگان و مردم شكاف ايجاد شده، ادامه داد: من معتقدم اين شكاف از اول بوده؛ حتي از زمان مشروطه و تاكنون شاهد پيوند نخبگان و روشنفكران با مردم نبوده‌ايم. بايد بررسي كرد كه اين معضل از كجاست، آيا مردم مقصر هستند يا اينكه خود روشنفكران نخواسته‌اند با مردم همراه و همگرا باشند.

اين نويسنده گفت: اگر نگاهي گذرا به تاريخ داشته باشيم مشاهده مي‌كنيم كه اكثر مواقع نخبگان نوعي رفتار قيم‌مآبانه با مردم داشته و سعي كرده‌اند تصميماتشان را به آنان تحميل كنند كه اين خود زمينه را براي شكاف، تضاد و تعارض بيشتر بين مردم و نخبگان به وجود آورد. البته اين تضاد و تعارض داراي شدت و ضعف‌هايي بوده است.

وي با بيان اين‌كه در جامعه‌ي ما نمي‌توان روشنفكراني را كه در حال حاضر وجود دارند به دو دسته‌ي مذهبي و سكولار تقسيم‌بندي كرد و همگي آنها با كمي شدت و ضعف داراي يك عملكرد بوده‌اند، گفت: انتخابات رياست‌جمهوري مصداق خوبي براي اين ادعاست. روشنفكران مذهبي و سكولار همگي در يك صف و طيف قرار گرفتند و سعي كردند كه به صورت قيم‌مآبانه براي مردم تصميم بگيرند؛ در صورتي كه اصولي كه آنها مورد توجه داشتند با اصول مردم همخواني نداشت.

وي ادامه داد: البته نمي‌خواهم بگويم كه هميشه به اين نحو بوده ، شايد در مقاطعي مردم در تصميم‌گيري‌هاي سياسي با روشنفكران نزديكي داشته اند كه نمونه‌ي آن را مي‌توان دوره‌ي سازندگي و اوج آن را دوره‌ي اصلاحات ذكر كرد. در انتخابات مجلس ششم و انتخابات هفتم و هشتم رياست‌جمهوري نخبگان و مردم داراي رويكرد نزديك به هم بودند؛ البته بازهم نمي‌توان نتيجه گرفت كه مردم به دنبال روشنفكران بودند بلكه اين تصميمي بود كه خود آنان گرفتند. مردم خود خواستند كه خاتمي را انتخاب كنند. البته قضيه‌ي مجلس ششم فرق مي‌كرد؛ چون من معتقدم در اين انتخابات رأي مردم از صندوق‌ها بيرون نيامد و رأي‌ها ساختگي بود.

وي در ادامه به نهمين انتخابات رياست‌جمهوري اشاره كرد و گفت: مردم در اين انتخابات بر خلاف تمامي تصورات، فردي را انتخاب كردند كه تمامي روشنفكران اعم از روشنفكراني كه در جامعه به عنوان روشنفكر ديني شناخته مي‌شوند، يا روشنفكران سكولار در مقابل وي صف بستند؛ از اين رو انتخاب احمدي‌نژاد را معجزه‌ي هزاره‌ي سوم مي‌دانم.

اين پژوهشگر سياسي ادامه داد: متأسفانه در اين انتخابات در جناح مذهبي، راست يا محافظه‌كار نخبگاني داشتيم كه زير چتر نظاميان قرار گرفتند و از يك فرد نظامي حمايت كردند.

رجبي با اين اعتقاد كه نظاميان حق كانديداشدن براي انتخابات رياست‌جمهوري را ندارند، ادامه داد: البته من در تعارض با شوراي نگهبان نيستم ولي معتقدم يك نظامي را كه سر يك هفته يا يك ماه لباس خود را درمي‌آورد و مي‌خواهد در عرصه‌ي سياست حضور پيدا كند، نمي‌توان به‌عنوان رجل سياسي شناخت. در هيچ جاي دنيا به اين نحو نيست. البته من نمي‌گويم كه نظاميان سياست نمي‌فهمند؛ مثلا وزير دفاع سوريه از زمان روي كارآمدن بعثي‌ها در اين كشور به‌عنوان يك نظامي در عرصه‌ي سياست و انديشه حضوري فعال داشته ولي از وي در عرصه‌ي جهاني بازهم به‌عنوان يك نظامي برجسته و معتقد به ارزشها ياد مي‌شود. در اين انتخابات بعضي از افراد نظامي كه كانديدا شده بودند تندترين شعارهاي روشنفكري و نخبه‌گرايي را سر مي‌دادند. براي من تعجب‌آور بود كه يك نظامي كه براي همگي ما مقدس است يك شبه چهره عوض مي‌كند و خود را به‌عنوان يك نخبه به دور از هرگونه گرايش ديني در عرصه‌ي جامعه مطرح مي‌كند و طيفي از استادان دانشگاه مانند ... كه خود را نخبه مي‌نامند، زير چتر او مي‌روند و در دفاع از وي فعاليت مي‌كنند. البته بعضي از افراد در جناح ديگر نيز مخفيانه و پشت پرده از اين جريان حمايت مي‌كردند.

وي ادامه داد: در جناح ديگر نيز دكتر معين مطرح است كه شعارها و برنامه‌هايي مي‌دهد كه با دغدغه‌هاي مردم همخواني ندارد و حتي متعارض است. مثلا قضيه‌ي جبهه‌ي دموكراسي و حقوق بشر را مطرح مي‌كند. اين جبهه حتي اگر في‌نفسه بد نباشد، با دغدغه‌ها و خواسته‌هاي مردم چندان همخواني ندارد. مي‌خواهم بگويم كه انتخابات نهم نماد برجسته‌ي تعارض بين نخبگان، روشنفكران با انديشه‌ها و آلام و افكار مردم است.

رجبي معتقد است كه مقوله‌ي روشنفكر ديني در جامعه‌ي ما پذيرفته شده نيست. عده‌اي از روشنفكران به صورت آشكار مطرح مي‌كنند كه براي حل مشكلات بايد دين را از عرصه‌ي جامعه حذف كرد و عده‌اي ديگر كه خود را روشنفكر ديني مي‌دانند درصددند انديشه‌هاي ثابت ديني را با انديشه‌هاي غربي تلفيق و تفكرات جديدي را ارائه كنند كه چندان با اصول همخواني ندارد.

وي اظهار داشت: به نظر من در جامعه‌ي ما واژه‌ي روشنفكر ديني واژه‌اي التقاطي است كه چندان كارساز نيست.

وي ادامه داد: در دانشگاهها در بسياري از موارد شاهد بوديم كه بسياري از استادان داراي تحصيلات بالا بودند ولي چون از اصول ثابت ديني صحبت مي‌كردند نه مردم‌سالاري ديني يا دموكراسي ديني و....، هيچ‌گاه از آنها به‌عنوان روشنفكر ديني ياد نشد. در انتخابات رياست جمهوري نيز آقاي احمدي‌نژاد فردي بود كه معيارهاي يك روشنفكر را به معناي حقيقي دارا بود. او داراي بالاترين تحصيلات بود. پروژه‌هاي علمي را هدايت كرده و استاد راهنماي بسياري از پايان‌نامه‌هاي دكترا بود؛ ولي از هنگامي كه كانديدا شد به علت اين‌كه بر اصول و ارزش‌هاي ثابت ديني پافشاري مي‌كرد، از سوي روشنفكران مورد تخريب قرار گرفت.

اين مدرس دانشگاه در ادامه گفت‌وگويش با ايسنا اظهار داشت: معتقدم از بيست و هفتم خرداد تا سوم تيرماه يك كودتاي نخبه‌گرايانه عليه احمدي‌نژاد در كشور ما رخ داد. در صورتي كه وي چيزي از تعريف روشنفكر حقيقي كم نداشت، غير از اين‌كه بر اصول و باورهاي ديني تأكيد مي‌كرد و آنها را اصولي ثابت و لايتغير مي‌دانست. اما وي نه تنها از طرف نخبگان و روشنفكران سكولار بلكه از طرف روشنفكران غيرسكولار يا ديني نيز مورد تخريب قرار گرفت.

رجبي گفت: روشنفكران ديني و سكولار ما به دنبال پياده كردن برنامه‌هاي فتحعلي‌شاهي در كشور بوده و هستند. ببينيد! فتحعلي‌شاه از رياست يك ايل به پادشاهي ايران رسيد و هيچ‌گونه اطلاعاتي در ارتباط با اداره كشور نداشت. او فكر مي‌كرد كه حل مشكلات داخلي در گرو تكيه بر كشورهاي غربي است. موقعي كه با فرانسه جنگ داشتيم به طرف انگلستان گرايش پيدا مي‌كرد و بالعكس. روشنفكران ما نيز در حال حاضر چنين ديدگاهي دارند و معتقدند كه حل مشكلات در گرو تكيه بر غرب است. نمونه‌ي مصداقي آن كه مي‌توان براي زمان حال مطرح كرد، مسأله‌ي پرونده‌ي هسته‌اي است. وقتي كه شوراي حكام مسأله‌اي را مطرح مي‌كند اين روشنفكران، حال چه كساني كه در عرصه‌ي حكومت حضور دارند، مانند نمايندگان مجلس كه ادعاي اصولگرايي دارند و چه كساني كه حضور ندارند، دستپاچه مي‌شوند و نمي‌توانند راهكار معقولي را ارائه كنند و بر اين تصور‌اند كه راه‌ حل در اين پرونده تكيه‌كردن بر غرب است.

وي در پاسخ به اين پرسش كه پس به چه كسي روشنفكر مي‌گوييد؟ گفت: من به كسي مي‌گويم روشنفكر كه دين‌مدار و دين‌محور و در عين‌حال كه داراي تحصيلات علمي است، بر روي اصول ثابت ديني پافشاري مي‌كند. در صورتي كه در جامعه‌ي روشنفكران اين تعريف مورد قبول نيست و كسي روشنفكر است كه آموزه‌هاي غرب را به‌عنوان اصول خود پذيرفته باشد.

رجبي در مورد گروههاي مرجع فكري در جامعه نيز اظهار داشت: روشنفكران ما بايد برگردند و ببينند كه باورها و اصول مردم چيست. در طول شانزده سال گذشته فشارهاي عظيمي وارد شده تا مردم نسبت به اصول و ارزش‌ها تغيير نگرش دهند. به نحوي در جامعه تبليغ كرده‌اند كه گويي مردم از اصول و ارزش‌هاي انقلاب و نظام عدول كرده‌اند. البته به مقدار كم نيز اين فشارها تأثيرات خود را گذاشت؛ ولي انتخابات نهم رياست‌جمهوري نشان داد كه باورهاي ديني در تار و پود جامعه‌ي ما نفوذ كرده و مردم ما در اين انتخابات رويكردي مانند رويكرد اول انقلاب را تكرار كردند. در اين انتخابات تمامي كانديداها به غير از آقاي احمدي‌نژاد داراي ديدگاههاي مشتركي بودند كه اين ديدگاهها چندان با اصول مردم همخواني نداشت و مشخص نيست اگر شخصي مانند احمدي‌نژاد در اين عرصه حضور پيدا نمي‌كرد، اين تغيير و تحول به چه سمتي مي‌رفت. نخبگان ما كه خود را نخبه و در برابر جامعه پاسخگو مي‌دانند، بايد در اين ارتباط چاره‌انديشي كنند، بايد با صداقت به عرصه وارد شوند و واقعيت‌ها را كشف كنند، هم‌چنين از برخوردهاي قيم‌مآبانه با مردم دست بردارند.

اين روزنامه‌نگار گفت: البته هنوز مرجع فكري مردم ما امام (ره) است و به خاطر همين است كه گروهها و افرادي در طول تاريخ انقلاب درصدد بودند كه انديشه‌هاي امام را زير سوال ببرند و سركوب كنند. مردم ما هنوز بر اساس آموزه‌هاي امام حركت و تصميم‌گيري مي‌كنند و اين امر به نحوي است كه غربي‌ها نيز به آن اعتراف مي‌كنند. بعد از انتخابات رسانه‌هاي غربي از احمدي‌نژاد به‌عنوان كسي ياد كردند كه انديشه‌هاي امام خميني را دوباره زنده كرد. آنها مي‌گويند كه مردم ايران با انتخاب خود به دوران اول انقلاب بازگشتند.

فاطمه رجبي در ادامه‌ي گفت‌وگوي خود با خبرنگار ايسنا در پاسخ به اين سوال كه عده‌اي مطرح مي‌كنند در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري مساله‌ي رويگرداني از يك شخص و تفكر بيشتر دخيل بوده، گفت: مصداق عيني اين مساله يعني حب علي و بغض معاويه را در انتخابات 76 ديديم، ولي در انتخابات نهم به‌خصوص در دور اول شاهد اين موضوع نبوديم.

وي ادامه داد: واقعيت اين است كه در انتخابات سال 76 اصلاح‌طلبان بر اين طبل كوبيدند كه مردم به شعارهاي خاتمي راي دادند؛ در صورتي كه بسياري از كساني كه به خاتمي راي داده بودند اصلا از برنامه‌هاي وي آگاهي نداشتند. مردم از دوران سازندگي خسته شده بودند و مي‌خواستند خاندان‌سالاري كه در دوره‌ي سازندگي حكم‌فرما شده بود از بين برود. مردم احساس مي‌كردند كه رقيب خاتمي يعني ناطق‌نوري به هاشمي به شدت نزديك است و در صورتي كه ناطق‌نوري انتخاب شود، همان رويه‌ي قبلي دوران سازندگي ادامه پيدا مي‌كند.

رجبي افزود: در انتخابات نهم شاهد اين امر نبوديم؛ چرا كه با توجه به اين موضوع بايد محمدباقر قاليباف انتخابات سوم تير را به نام خود تمام مي‌كرد؛ چون بيشتر شعارهاي او عليه دوران سازندگي بود و اعتقاد داشت وضعيت نابساماني كه ما در دوره‌ي اصلاحات نيز به آن مبتلا بوديم ناشي از دوران سازندگي است. وي بيشترين هجوم‌ها را در ارتباط با آقاي هاشمي داشت و كسي بود كه به طور مكرر مي‌گفت رقيب من در انتخابات هاشمي است و حتي وي را براي مناظره دعوت كرد. قاليباف با لحني تند و پرخاشگرانه معضلات جامعه را به دوران سازندگي مربوط مي‌كرد و ژست‌هاي روشنفكري مي‌گرفت. او بود كه مساله‌ي استفاده از زنان در كابينه و افراد زير 30 سال را مطرح مي‌كرد و اگر مساله‌ي حب علي و بغض معاويه مطرح بود، مردم بايد حول قاليباف جمع مي‌شدند، ولي اين اتفاق نيفتاد. در دور دوم انتخابات نيز آقاي هاشمي با توجه به شعارهايي كه مطرح كرد نشان داد هيچ‌گونه گرايشي در جهت برآوردن مطالبات مردم ندارد و خودمحوري را اساس حركت خود قرار داد. حتي اصلاح‌طلبان و ناظران خارجي نيز اعلام كردند كه هاشمي حرف جديدي براي مردم ندارد. او قصد داشت سياست‌هاي خود را ادامه دهد و در اين ارتباط از عملكرد خانواده‌ي خود دفاع كرد. به همين خاطر بود كه مردم به رقيب وي يعني احمدي‌نژاد راي دادند. احمدي‌نژاد تنها كسي بود كه از روز اول تا آخرين لحظه‌ها بر اصول و برنامه‌هاي خود پافشاري كرد و هيچ تغييري در آنها ايجاد نكرد . مردم تحقق مطالبات خود را در گرو انتخاب وي ديدند.

وي در ادامه گفت: در حال حاضر نيز تئوريسين‌هاي اصلاح‌طلب و افرادي مانند بهزاد نبوي، تاجيك و حجاريان شعار بازگشت به مردم را مطرح و ادعا مي‌كنند كه مي‌خواهند در اصول خود بازنگري كنند، ولي به نظر من اين امر موقتي است؛ چون آنها نمي‌توانند با مردم همخواني داشته باشند. اگر انتخاب احمدي‌نژاد به عنوان رييس‌جمهور معجزه‌ي هزاره‌ي سوم باشد كه هست واين افراد آن را حادثه‌ي عجيبي مي‌دانستند، نزديكي آنها به مردم نيز معجزه‌ي هزاره‌ي چهارم است.

رجبي در ارتباط با حزب‌گرايي در جامعه معتقد است : حزب‌گرايي هيچ‌وقت در جامعه‌ي ما داراي پايه‌هاي بنيادي نبوده و نتوانسته به صورت مستحكم پا بگيرد. بعد از انقلاب اسلامي، حزب جمهوري اسلامي با حضور شخصيت‌هايي مانند شهيدان آيت‌الله دكتر بهشتي و باهنر مطرح شد. در آن موقع مردم صف‌هاي طولاني براي ثبت‌نام در اين حزب مي‌بستند ولي بعد از شهادت شهيدان بهشتي و باهنر، اين حزب نتوانست كاركرد خود را به نحو احسن ادامه دهد و شاهد شكافي بين مردم و حزب بوديم. حتي در مواقعي تعارض نيز به وجود آمد تا آن‌جا كه بزرگاني نظرامام را پيرامون ادامه كار و يا انحلال حزب خواستند. البته پربودن وقت سران حزب و نرسيدن به امور جاري دليل اين در خواست بود. ببينيد چه اتفاقي افتاده بود كه فردي مانند آن بزرگان از امام درخواست انحلال اين حزب را مي‌كنند و امام نيز با اين درخواست موافقت مي‌كند و نمي‌گويد كه فعاليت خود را ادامه دهيد.

اين محقق ادامه داد: واقعيت اين است كه بعد از حزب جمهوري، احزاب جناح راست به صورت خودمحورانه عمل و سعي كردند كه رفتار قيم‌مآبانه با مردم داشته باشند. مثلا جامعه‌ي روحانيت مبارز از ابتداي انقلاب وجود داشت و داراي جايگاه سياسي بود، مردم نيز به تصميمات اين حزب احترام مي‌گذاشتند؛ ولي در برخي مراحل انتخاباتي، تصميماتي گرفت كه با خواسته‌ي مردم تعارض داشت كه نمونه‌ي آن انتخابات نهم است. اين حزب در انتخابات نهم با شرط و شروطي و به‌رغم انتقادات مردم از آقاي هاشمي حمايت كرد؛ در صورتي كه دلسوزان انقلاب انتظار داشتند كه جامعه‌ي روحانيت و جامعه‌ي مدرسين در انتخابات از كانديدايي حمايت نكند و مردم را به مشاركت حداكثري دعوت كنند. سوال اين است كه اگر جامعه روحانيت مبارز عملكرد آقاي هاشمي را قبول نداشتند، چرا از وي حمايت كردند و اين همه شرط و شروط گذاشتند؟

رجبي ادامه داد: بسياري از احزابي كه ادعاي دين‌مداري دارند، در انتخاب‌هاي خود در بسياري از مواقع برخلاف ديدگاه مردم حركت كرده‌اند و انتخاب آنها هيچ سنخيتي با انتخاب مردم نداشته است. مثلا در همين انتخابات، جمعيت ايثارگران شعارهاي بسيار خوبي را مطرح كرد و از شوراي هماهنگي جدا شد؛ چون ادعا مي‌كرد كه كانديداي مورد نظر آنها با كانديداي شورا متفاوت است و در ابتدا از آقاي احمدي‌نژاد حمايت كرد ولي بعد از اين‌كه آقاي قاليباف كانديدا شد اين جمعيت چرخش 180 درجه داد و آقاي قاليباف را انتخاب كرد. از اين رفتار مي‌توان نتيجه گرفت كه احزاب ما بر روي تصميمي كه مي‌گيرند ثابت نيستند.

وي يكي ديگر از مشكلات احزاب در ايران را جدايي راس از بدنه دانست و ادامه داد: در بسياري از مواقع شوراي مركزي حزب تصميمي را مي‌گيرد كه اين تصميم چندان در بدنه مورد قبول نيست و همين شوراي مركزي تلاش مي‌كند تا تصميم خود را به بدنه نيز تحميل كند.

رجبي معتقد است : در انتخابات مجلس هفتم مشاهده كرديم كه ليست حزبي راي آورد ولي همين افراد در حال حاضر از استقلال دم مي‌زنند؛ در صورتي كه ما همگي مي‌دانيم بسياري از كساني كه در حال حاضر در اين مجلس حضور دارند افراد ناشناخته‌اي بودند و اگر به صورت مستقل كانديدا مي‌شدند راي نمي‌آوردند. همين افراد كه با حمايت ليست راي آوردند، بدترين حملات ناجوانمردانه را در مورد كابينه‌ي آقاي احمدي‌نژاد انجام دادند. در هنگام دادن راي اعتماد، فراكسيون اقليت سكوت كرد و به كابينه راي منفي داد و اكثريت نيز وابسته به شوراي هماهنگي يا آبادگران يا ايثارگران و بيشتر به دنبال منافع حزبي خود بودند تا منافع ملت.

وي ادامه داد: اگر روال به همين نحو پيش برود، سرنوشت محتومي را براي احزاب بايد متصور باشيم و آنها در آينده هيچ پايگاه قابل تصوري نخواهند داشت.

رجبي در پاسخ به اين سوال كه گروه‌هاي اصلاح‌طلب و اصولگرا در حال حاضر از بازسازي سخن مي‌گويند، گفت: اين بازسازي‌ها ظاهري و موقتي است. آنها به دنبال عوام‌فريبي و درصدد هستند كه در انتخابات آتي حمايت مردم را جلب كنند؛ در صورتي كه مردم متوجه مي‌شوند كه اينها عوام‌فريبي است و به معني واقعي كلمه آنها رويكرد مردمي ندارند. همان‌طور كه گفتم من معتقدم بين مردم، احزاب و نخبگان شكاف و در مواقعي تضاد و تعارض وجود دارد. در آينده نيز گروه‌هاي تندرو در دو جناح، تندروي خود را بيشتر مي‌كنند و درصدد مقابله با خواسته‌هاي مردم برمي‌آيند.

وي در مورد جريان اصلاح‌طلب معتقد است: اصلاح‌طلبي برنامه‌اي برون‌مرزي است؛ چه بخواهيم و چه نخواهيم. چامسكي در يكي از كتاب‌هاي خود در ارتباط با اين امر برنامه‌ي اول، دوم و سوم مشخص كرده است و اين برنامه‌اي است كه در كشورهاي مختلف پياده شده است. دكتر نصر نيز در كتاب قلب اسلام خود نيز به اين موضوع اشاره كرده و مي‌گويد غربي‌ها كسي را اصلاح‌طلب مي‌دانند كه فكر و منشش با منش آنها همخواني داشته باشد.

اين نويسنده ادامه داد: تا وقتي كه مردم به اصول اسلام و انقلاب معتقد باشند، اصلاح‌طلبان با هر شعار و برنامه‌اي كه وارد شوند توفيقي حاصل نمي‌كنند.

وي در مورد آينده‌ي جريان اصولگرا با بيان اين كه اصول‌گرايي مصطلح در جامعه را قبول ندارد گفت: متاسفانه ما براي اصولگرايي چارچوب مشخصي تعيين نكرده‌ايم و عملكرد گروه‌هايي كه نام اصولگرا را بر خود گذاشته‌اند با معني واقعي اصولگرايي همخواني ندارد. اصولگرايان مصطلح براي اين‌كه بتوانند در صحنه‌ي سياسي باقي بمانند بايد واقعيت‌ها را بپذيرند و از برخورد قيم‌مآبانه با مردم پرهيز كنند. آنها نبايد اصولي را كه مورد نظرشان است به مردم تحميل كنند، بلكه بايد اصول مردم را بپذيرند. اگر از برخوردهاي گذشته‌ي خود دست برندارند مطمئنا نمي‌توانند در انتخابات آتي به موفقيتي دست پيدا كنند.

وي در پايان گفت‌وگو با ايسنا گفت: معتقدم انتخابات نهم آگاهانه‌ترين انتخابات از اول انقلاب تا كنون بوده است. مردم از بين كانديداهاي متنوع و شعارهاي مختلفي كه مطرح مي‌شد، فردي را انتخاب كردند كه تحقق خواسته‌هاي خود را در انتخاب او مي‌ديدند.

گفت وگو از خبرنگار ايسنا : اكرم احقاقي

ديدگاه ها (0)

اشتراك ديدگاه های اين مطلب

نوشتن ديدگاه

كوچكتر | بزرگتر

busy
 
تاریخ




SedayeFarda © 2009 all rights reserved.


بارگذاری شده در0.0018 ثانیه.