|
|
|
|
|
بروز شده در:شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۰۶
|
|
|
|
|
|
|
سه شنبه ، ۲۲ دی ۱۳۸۸ ، ۲۲:۳۵ |
|
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمان الرحیم و به نستعین؛ إنه خیر ناصر و معیَّن. و ما توفیقی إلّا بالله العلی العظیم و علیه توکلتُ و إلیه أُنیب.
مسئلهی روز و مبتلا به مردم و مورد هجمه، قضیّهی نظارت شورای نگهبان قانون اساسی است.
مردم، در این انتخابات هشتاد و دو، به خوبی متوجه شدند که غرض شورای نگهبان از نظارت چیست که باید چه افرادی به مجلس راه یابند به چه نحوی و از چه طریقی.
شاید آقایان بگویند: «این مسئله هم مانند دادگاه ویژه، حلّ شده است.»، امّا از نظر فهم مردم، قابل قبول نیست و لا ینحل باقی مانده است و تاریخ نسبت به فهم خبرگان رهبری قضاوت خواهد کرد.
آن چه از نظارت فهمیده میشود و مورد قبول جوامع بین المللی است و مردم ایران هم بر این صحّه میگذارند و متعارف و مورد توافق است، این است که قراردادی صورت گیرد و در حقیقت موضوعی باشد تا نظارت بر آن صدق کند. مثلاً قانون اساسی واقع شده و شورای نگهبان حافظ بر آن است که تخلّفی صورت نگیرد و در این جا ـ یعنی انتخابات ـ موضوع به دست مردم است. قراردادی بین مسئولان ذیربط، یعنی وزارت کشور ـ که عهدهدار برگزاری انتخابات صحیح است ـ و مردم که رأی میدهند، صورت میگیرد. وزارت کشور بر حسب قانونی که از قوّهی مقنّنه، گذشته و به او ابلاغ گردیده، عدّهای از معتمدان و متدینان و متعهّدان را جهت هر چه صحیحتر برگزار شدن انتخابات تعیین میکند. آن هیئت، طبق قانون، موظَّف هستند افراد صالح و لایق را به مردم معرّفی کنند تا مردم از میان این افراد صالح و لایق، اَصلَح و اَلیَق را برگزینند.
گزینش افراد صالح و لایق از طریق مراجع ذیصلاح، یعنی اطّلاعات، قوّهی قضاییّه، نیروی انتظامی، ثبت احوال و اسناد صورت میگیرد. حال قانون اساسی بر این قرارداد بین مردم و مسئولان ذیربط، شورای نگهبان را جهت تضمین آرا و حسن انتخابات، معرّفی کرده است. پس شورای نگهبان، مسئول اجرای دقیق انتخابات با همان وضعی که مردم توافق کردهاند، نه ناظر بر قرارداد خود.
ابتدا باید موضوعی باشد تا نظارت بر آن صورت گیرد. موضوع، همان قراردادهای بین مردم و وزارت کشور است که هیئت اجرایی معیَّن میکند. اگر نظارت بر غیر موضوع مذکور صورت گیرد، نظارت نیست، بلکه دخالت است. حال، ملاحظه بفرمایید شورای نگهبان که باید در رأس قُدس و تقوا و هدایت باشد ـ که البته هست ـ خود را به چه مسائلی مبتلا کرده است!
سؤال این جا است که با این حرکت شورای نگهبان، جایگاه هیئت اجرایی چه میشود؟ آیا از نظر عقلی، نظر هیئت اجرایی از جهت تحقیق و تفحص چه ارزشی دارد؟ مردم میگویند: «این حرکت موازی، جز تضییع بیت المال چیست؟»! آیا از نظر شورای نگهبان، هیئت اجرایی، از افراد فاسق و نالایق است؟ آیا تحقیق آنان، خلاف شرع و قانون است؟ این تفوّق شورای نگهبان بر هیئت اجرایی، جهت تفحص و تحقیق و آن چه قانون گفته، در چیست؟ چنین به نظر میرسد که هیئت اجرایی، باید از طاقهی شورای نگهبان باشد و طرز تفکّر آنان را داشته باشد!
بسیار خوب، آیا مرجع رسیدگی به تخلّفات شورای نگهبان و دفاتر ایشان کیست؟ لابد ممکن است در جواب گفته باشند: «النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم» که آقایان خودشان را به جای «نبی» بگذارند!
در یک کلام، انتخابات مجلس هفتم، مخالف قانون اساسی و نظارت بر غیر موضوعٌ له است. نظارت بر یک قراردادی صورت گرفته که مردم، این قرارداد را قبول ندارند و مورد تأیید وزارت کشور که متولی برگزاری انتخابات است، نیست! پس این انتخابات، حسب قانون، مقبولیّت ندارد!
امّا مجلس ششم که از رأی بالای ملّت برخوردار هستند، قدمهای بلندی از جهت سیاسی و نظامی و فرهنگی برداشتند که همه، برای خدمت به مردم بوده است. باید از آقایان کروبی و خاتمی دعوت شود و خدمات ارائه شده و اهداف خود را بیان کنند.
کسی مدّعی نیست که مجلس ششم، مدینهی فاضله است. نقایصی هم بوده است. ممکن است چند نفری هم با طرز تفکّر غیر صحیح باشند، که بعید میدانم همانند بعضی از منحرفان که در خبرگان قانون اساسی بودند، در مجلس ششم باشند و دیدیم که قانون اساسی، در همان مجلس، تدوین و تصویب شد و مورد امضای امام امّت و مردم قرار گرفت.
تا آن جا که اطّلاع دارم این مجلس، از قانون اساسی، البته با نظارت شورای نگهبان، تخطی نکرده است. مجلس ششم گفت، باید از این مراکز، تفحص شود: صدا و سیما؛ بنیاد مستضعفان؛ اسکلههای غیرمجاز؛ تشریفات آنچنانی؛ سفرهای غیرضروری؛ بازداشتهای مشکوک؛ دیگر مسائل که تشریح و توضیح در این موارد هم باید از آقایان مذکور خواست.
گفته میشود: «دولت و مجلس، باعث بیبند و باری است!»! آیا پس از نزول آیات نهی از فحشا و سرقت و قتل و ربا و ... این مسائل در زمان پیغمبر(ص) اتّفاق نیفتاد؟ حال، نستجیر بالله، نسبت به پیغمبر(ص) داده شود که در زمان شما چنین اتّفاق افتاده است؟
اینجانب در چند سخنرانی اظهار داشتم، جهت رفع ابهام از مسائل مطرح در جامعه و حفظ نظام و احترام به روحانیّت و علاقهی مردم به دین و نظام جمهوری اسلامی ایران که مدّعی الگوی حکومت اسلامی در سراسر دنیا هستیم و بحمد الله تا اندازهای جوابگو بوده است، مخصوصاً در زمان ریاست جناب آقای خاتمی، باید مجلس خبرگان برای دفاع از این ادعا، هیئتی را از همهی جناحها، امّا زیر نظر خبرگان رهبری، تشکیل دهد تا مستقیماً جوابگوی مطالب مردم باشد؛ چون، جمهوری اسلامی، هیچ خوفی از هیچ دستگاهی ندارد. اگر خوف است، باید اهل عقول، این مسئله را حلّ کنند.
و السلام عیکم و رحمة الله 17 / 12 / 82
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمان الرحیم و به نستعین؛ إنَّه خیر ناصرٍ و مُعینٍ. و ما توفیقی الّا بالله العلیّ العظیم.
پس از تبریک به مناسب اعیاد عید مبعث و تولّد حضرت حسین بن علی، صلوات الله و سلام علیه، و تولّد حضرت امام زین العابدین، صلوات الله و سلامه علیه، و ابوالفضل العباس، صلوات الله و سلام الله علیه، چند تذکّر و نکته هست که امید است، إن شاء الله، مؤثّر واقع بشود:
1 ـ ما، موظَّف به حفظ این نظام جمهوری اسلامی ایران هستم. نظامی که ثمرهی یک عمر تلاش مرحوم امام امّت(رحمة الله علیه) جهت تبلیغ و ارشاد مردم بود. این مطلب، بر کسی پوشیده نیست ـ مجتهد باشی یا عامی ـ که به فرمودهی حضرت امام(رحمة الله علیه) حفظ نظام، از اهم واجبات است. این معنا، باید روشن شود که این نظام، ارث نیست. تحقّق آن به خون شهدا و محترمان است. لذا آن را باید مانند چشم و گوش و روح خود، حفظ کنیم و این، ممکن نیست مگر به تبعیّت کامل از روش حضرت امام.
2 ـ توفیق حضرت امام، لحاظ کردن مردم بود. مقبولیّت حضرت امام از ناحیّهی مردم بود. شما ملاحظه کردید که امام، در سال شصت، با مسائلی مانند منافقین، شهادت جناب دکتر بهشتی و هفتاد و دو تَن و رجایی و باهنر و شهدای محبوب، مواجه شد و پیروز گردید. پیروزی امام امّت، به خاطر تبعیّت همه جانبهی مردم بود، و الّا آن مسائل، از قبیل حجتیّه و افراد تازه انقلاب دیده و مقدّسان نقزن که در هر زمان سر و کلهی آنان بر حسب منافعشان ظاهر میشود و عدّهای که عقیده و مرام امام را قبول نداشتهاند، هر کدام از اینها کافی بود که جلوی چرخش انقلاب را بگیرد، امّا همهی آن مسائل و مشکلات، به کمک مردم حل شد. حضرت امام، دائماً میفرمودند: «این مردم، ولیّ نعمت شما هستند».
3 ـ مسئلهی ریاست جمهوری است که انصافاً جناب آقای خاتمی آن چه در توان داشت، به کار گرفت که قانون اساسی اجرا شود و عزّت جمهوری اسلامی ایران را به حدّی که میتوان گفت، به حدّ مقدورش، به بالاترین مرتبهی خود رساند، به حدّی که معمول است.
از نظر اقتصادی و نظامی و فرهنگی، با دیدهی انصاف و بدون غرض شخصی، اشکالی آنچنان به آقای خاتمی نیست. ادعا کردن و شعار دادن، آسان است، اداره کردن مملکت پهناوری مثل ایران، با عقاید مختلف و توقّعات بالا که بعضاً عملی نیست و خلاصه، مشکلات فراوان، کار سادهای نیست. از صداقت و صفای آقای خاتمی و اعضای دولت ایشان، همین بس که آمریکای خائن و پررو، هر حیلهای به کار برد تا بلکه ایشان را از اهداف خویش منحرف کند، نتوانست.
عرض شد، شعار و ادعا، آسان است، امّا عمل، کمرشکن است. چه خوب بود در پی رفع نواقص بودند و نه بستن راه! آقای خاتمی میتوانست مدّعیان و سنگاندازان را به مردم معرّفی کند و درگیری لفظی و عملی ایجاد کند، چنان که مردم، بخوبی آگاهاند، امّا این بزرگوار، ابداً، به دنبال این معنا نبود و نیست و شاید به همین خاطر بود که بعضی گفتند: «آقای خاتمی، قاطع نیست، بلکه یک آدم فرهنگی است». و توجّه نداشتند که قاطعیّت در همین است! روش آقای خاتمی، صداقت و عدالت و استقامت بود که باعث شد ـ آمریکا و اروپا و دوست و دشمن، متوجّه انقلاب اسلامی ایران شوند ـ مورد نظر ائمهی اطهار(علیهم السلام) و مرحوم امام امّت و مردم باشند. این اقتدار و عظمت و سربلندی جمهوری اسلامی ایران که در دنیا و جهان میدرخشد، با آن همه دشمنیهای استکبار، نیست مگر برخورداری و پشتیبانی مردم و حضور کم نظیر مردم در سال هفتاد و شش و هشتاد که چشم دشمنان نظام را خیره کرد. در این صورت، بر ما است که این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران را حفظ کنیم و یک رییس جمهوری به مردم معرّفی شود که همانند آقای خاتمی، مردمی و با صفا و صداقت و همراه با رأی بالای مردم باشد.
4 ـ مرحوم امام(رحمة الله علیه) انقلاب را از مرجعیّت و اجتهاد و قشر فقیه و روحانی و به تعبیر ایشان آخوند، جدا نمیدانست و نسبت به مرجعیّت و اجتهاد، اهمّیّت بسزایی میداد. حال چه شده که در انتخاب افراد خبرگان رهبری، نظر فقها و مجتهدان و مراجع تقلید، کنار گذاشته شده و تنها نظر شورای نگهبان ملاک است و نظر مردم، محدود به نظر شورای نگهبان میگردد، در صورتی که خود شورای نگهبان از طرف رهبر تعیین میشود؟ از نظر مردم، احترام شورای نگهبان، از جهت قانون اساسی است و یدی بر مردم ندارد. این مردم هستند که اعضای خبرگان رهبری را از نظر مراجع و مجتهدان، گزینش میکنند. نظر استصوابی، راجع به اصل برگزاری انتخابات است که مورد تأیید رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام و مردم است. دخالت شورای نگهبان، یک دخالت بیمنطق است. مجلس هم نمیتواند از نظر امام امّت تخطّی کند.
زیرا، عاقبت آن، بیاعتنایی مردم به انقلاب میشود. مکرّر به عرض رسید که در خبرگان قانون اساسی، افراد ناصالح، کمفهم و مغرض بودند، امّا مردم، آنان را کنار زدند! مملکتِ امام زمان است! اگر ما هم تخلّف کنیم، ما را هم کنار خواهند گذاشت، امّا صحبت از اعتقاد مردم است!
مردم، برای مراجع تقلید، احترام خاصّ قائل هستند. لذا لازم است اعضای خبرگان رهبری، از نظر ایشان تأیید شوند و نه از نظر شورای نگهبان. شورای نگهبان، صحت انتخابات را تأیید کنند: یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن إنَّ بعض الظن إثم.
و السلام علیکم 29 / 6 / 83
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمان الرحیم و ایاه نستعین؛ انه خیر ناصر و معین. علیک توکلت و الیک انیب. و الصلاة و السلام علی سیّدنا ابی القاسم محمّد و آله الطاهرین.
همه میدانیم که بقای جمهوری اسلامی، به پشتیبانی مردم است، مردمی که در قیام مرحوم امام خمینی(قدّس سرّه) جانفشانی کردند و تا به امروز، در صحنه هستند و پشتیبان خدمتگزاران و نمایندگان خویشاند. دور از انصاف است که به خواستههای این مردم مسلمان، بیاعتنا و یا کماعتنا بود! از جمله خواستههای ایشان، اصلاح خویش و وابستگان است. منظور از اصلاح، تنها، انجام دادن واجبات و ترک محرمات نیست، بلکه همان است که در روایت سماعه بن مهران از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: «مَن عامل الناس فلم یظلمهم و حدّثهم فلم یکذبهم و واعد هم فلم یخلفهم، کان مِن مَن حرمت غیبته و کملت مروّته و ظهر عدله و وجبت أخوّته» (وسائل، ج 12، باب 152 از ابواب احکام عشره، حدیث 2).
همان طور که سرپرست خانواده، مسئول زوجه و فرزندان خویش است، هر کدام از مسئولان نیز مسئول زیرمجموعهی خویش است. رییس جمهوری، شخص عادل و راستگو است و خلف وعده نمیکند، امّا این کافی نیست، وزرای منتخب نیز باید چنین باشند. هر وزیری نسبت به مدیران، و هر مدیری نسبت به معاونان، و هر کدام تا برسد به کارمندان جزء، باید چنین باشند. اگر یک کارمند، ظلم کرد، خیانت کرد، رشوه گرفت، کمکاری کرد و آزاد بود، تا بالا، همه مسئولاند. به همین نحو، سایر مقامات، از قاضی القضاة و سردار سرداران و زیرمجموعهی رهبری، اگر راستگو و امانتدار و عادل نباشند، وضع، به همین منوال است.
آن چه اطمینان مردم را به خدمتگزاران خویش استوار میکند و عدالت را در جامعهی اسلامی برقرار میکند، اصلاح زیرمجموعه و نظارت کامل و دقیق بزرگتران بر پایینتران است. باید دانست که انتقاد، تلخ است، هم برای منتقدان و هم برای انتقاد شوندگان، و مدح و ثناء آسان و خوشایند و راحت است، هم برای مدّاحان و هم برای مدح شوندگان، در این میان، اشخاص منصف و خداجو نیز هستند که فکر میکنند و پذیرا میشوند.
مطلب دیگری که آن هم قابل توجّه است، این است که «حب الشیء یعمی و یصمّ» اشخاصی را که دوست میداریم، به هر دلیل، و به همین جهت کارهای او را دربست صحیح میدانیم و توجیه میکنیم. این دید، پذیرفته نیست. یا خویشاوندان نزدیک و مریدان و همسوها را از نقایص بری میدانیم و بعضاً دست آنان را در همه چیز باز میگذاریم و چشم و گوش را می بندیم. این نیز در نزد مردم عدالتخواه پذیرفته نیست.
در کشوری که بنا دارد عدل مولا علی ابن ابی طالب امیر المؤمنین(ع) حکمفرما باشد، لازم است که امین و درستکار، در امان باشد، و خائن و متجاوز، در وحشت، امّا متأسّفانه، بعضاً امین و درستکار، اگر سخن بگوید و گزارش بدهد ـ و اگر مسئول است، قدم صحیحی بردارد ـ در هول و هراس است و «بله قربان»گو، مقرّب و در راحتی و آسایش است! ارزش، در قرآن و سنّت، به اسم و عنوان و جناح نیست، بلکه به تقوای ظاهر و باطن است، کسی که ایمان در اعضای او مبثوث است.
هجوم مردم در انتخابات ریاست جمهوری آقای خاتمی، یک تصادف نبود! ناآگاهی مردم نبود! از جمله دلائل آن، این بود که مردم، صداقت و امانت را در او یافتند. رأی بالای مردم، دنیا را شگفتزده کرد و قدرتهای بزرگ را وادار به خضوع کرد! و این، یک عبرت است که رییس جمهوری آینده، صادق و امین و مردمی و کارآمد باشد.
ما نمیگوییم، دولت خاتمی، مدینهی فاضله بود، امّا از جهات مختلف، کارهایی خوب و گسترده انجام گرفت. حسن خلق که در قرآن و روایات از آن تعریف شده، تنها، به تبسّم و روی گشاده نیست ـ هر چند گاهی مردم از آن هم بینصیب هستند ـ مهمّ، حسن خلق در عکس العمل خوب است، همان که از امام باقر(ع) نقل شده که به جابر فرمود: «أوصیک بخمس: إن ظلمت فلا تظلم، و إنّ خانوک فلا تخن، و إن کذبت فلا تغضب، و إن مدحت فلا تفرح، و إن ذممت فلا تجزع». (تحف العقول، ص 292).
کسی که عمر خود را در راه خدمت به مردم گذاشته و صادق و امانتدار بوده، در مقابل آن همه توهین و تحقیر که شنیده و تحمل کرده و عفو و بخشش داشته، این، قیمت دارد! از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «أفضلکم إیماناً أحسنکم أخلاقاً» (تحف العقول، ص 44) این را نمیشود کتمان کرد که این بزرگوار، در مدّت ریاست جمهوری، خدا را در نظر داشت و نه اغراض شخصی را، و برای حفظ نظام، نهایت گذشت و خویشتنداری را از خود نشان داد. لذا باید یک رییس جمهوری را بخواهیم که چنین اوصافی داشته باشد که در عین قدرت، منافع ملّت و جمهوری اسلامی را در نظر داشته باشد.
آن چه از صدا و سیما مشاهده میشود، این است که مراسم سوگواری و مجالس امام حسین(ع) به دست افراد بیاطّلاع از معارف اسلامی افتاده است و مردم هم فکر میکنند، اسلام واقعی، همین حرکتهای کذایی است! این، خطر است؛ چون، مردم را از واقعهی عاشورا و فلسفهی عاشورا و نتیجهی عاشورا، دور میکند. قیام امام حسین(ع) یک سیر تکاملی برای هر فرد مسلمان و طالب حق و حقیقت است. حرکت امام حسین(ع) یک حرکت الهی بود و اعمال ما به پیروی از آن، رنگ و بوی الهی میگیرد. امام حسین(ع) همانند جدّش رسول خدا(ص) و مادرش فاطمه زهرا(س) و پدرش امام علی(ع) و برادرش امام حسن(ع) و سایر ائمهی اطهار(ع) وسیلهی تقرّب به خداوند است: «و ابتغوا إلیه الوسیلة». عزاداری برای سیّد الشهداء، سنّت قطعی است، امّا حرکات بیمنطق و بیمدرک، آن هم از صدا و سیما، صحیح نیست و دوام ندارد و همان میشود که از اسلام فقط نامش باشد.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته 26 / 12 / 83
منبع :پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله سیدعلی محمد دستغیب
ديدگاه ها
 |
|
|
|
|
|
|